سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
کلاغ پر
لینک دوستان
<محبت
فهادانــ
یادداشتهای فانوس
Romance
Har chi delet mikhad
جویبار لحظه ها
****شهرستان بجنورد****
###@جزین@###
السلام علیکم یا اهل بیت النبوه
درجست وجوی حقیقت
*غدیر چشمه هیشه جاری*
بی سر و سامان
ミ★ミسکوت غمミ★ミ
استان قدس
جدیدترین یوزر پسورد آنتی ویروس nod32- Kaspersky - Avira
دکتر علی حاجی ستوده
پرسپولیس
تنها هنر
رویای خیس
اتاق دلتنگی
سایه های خیال
یادداشتهای روزانه رضا سروری
جزتو
معیار
اشتراک گذاری و نشر اینفوگرافیک
اشتراک گذاری و نشر اینفوگرافیک‌های مختلف
سه ثانیه سکوت
true love
نهِ/ دی/ هشتاد و هشت
رادیو و تلویزیون
@@@این نیزبگذرد@@@
پلاک 40 (سرداران بی پلاک)
بر و بچه های ارزشی
انتظار
تعمیرات تخصصی انواع پرینتر لیزری اچ پی HP رنگی و تک رنگ و اسکنر
ثانیه های خسته
مهدی یاران
باشگاه پرواز
شاه تور
(سرزمین دوستی)Kingdom Of Friendship
اهلبیت (ع)،کشتی نجات ما...
سکوت شبانه
محمد امیدواری ابرقویی
روستای چشام
مهربانی
چشم انتظار
نشریه ی دوستی
اصولی رایانه
رازهای موفقیت زندگی
برادران شهید هاشمی
سید خراسانی
پارسال دوست امسال آشنا
قلب خـــــــــــــــــــــــــــاکی
حق پژوهی
به یاد او
دهاتی
آموزشگاه زبان مهرآفرینان MEHR AFARINAN LANGUAGE SCHOOL
خورشید خاموش
عطر یاس
رویای شبانه
صدفی برای مروارید
پر شکسته
مهندسی متالورژِی
ترانه ی زندگیم (Loyal)
بچه مرشد!
سردار بی سنگر
هم نفس
طلبه ایرانی
sindrela
از فرش تا عرش
پژواک
گروه اینترنتی جرقه داتکو
پایگاه بسیج مسجد علوی گرگان
نغمه ی عاشقی
بوی سیب
خلیج همیشه فارس pearsian Gulf
جایی برای خنده وشادی و تفریح
عاشق آسمونی
hamidsportcars
Manna
غلط غو لو ت
مردود
سیاه مشق های میم.صاد
anzalichi
دانشجویان ورودی 85 زمین شناسی خواف
علی
شهد
به وبلاگ بر بچون دزفیل(دزفول) خوش اومهِ
یه دختر تنها
شهدا شرمنده ایم
یک جای دنج
هر چی بخوای
دوست
پنجره ای رو به خاموشی
حفاظ
تجربه های مربی کوچک
وکیل
قاطی پاتی!!!!!!!!---سارا
پسری ازنسل امروز
جــــــــــــــــوک نـــــــت
صهبای بیداری
نشریه ی فرصت
طرح واژه
داشگاه آزاد دزفول
MNK Blog
کشکول
ایـــــــران آزاد
افسر جنگ نرم
امام زمان
هر چی که دلت می خواد
چند لقمه حرف حساب
مشاور شما
تندیس تنهـــــــــایی
فقط من برای تو
انصار الحسین (ع)
گــــــــــروه باستــــــــانشنــــاسی
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
عزای حسینی
love firends
عشقی
دنیای شادی
..::غریبه::..
هیات رزمندگان اسلام صداوسیمای مرکز لرستان
داستان نویس
.:؛ حقوق و حقوقدانان ؛:.
طرح وساختمان
حاج آقا مسئلةٌ
ناکام دات کام
شیدائی
صاعقه
دیار من دشتستان- بنار آبشیرین
سیب سرخ
*مظلومیت اهل البیت(علیهم السلام)*
ایرانی یعنی عشق
غریبه ی همیشه آشنا
کشتی کج
+O
ایران در پیچ و خم تاریخ
فرهنگ سازی برای مصرف تولید داخلی
 از همه جا از همه رنگ
خاکریز ولایت
عطش (وبلاگ تخصصی ماه محرم و صفر)
اصفهان نصف جهان
شکوفه های زندگی
روستای خاصلو
گل نرگس
اداره منابع طبیعی وآبخیزداری شهرستان مانه وسملقان
شاره که م سنه
سحر
عکس میخوای کلیک کن
.: شهر عشق :.
مهدی یاران
من و عشقم
جوان ایرانی
ستاره
اسیر عشق...
هنوزم عاشقتم
اندیشمند
رویای زیبا ...
جنگل تاریک
در جست وجوی حقیقت
...نگاهت کافیست تا دوباره در هوای آمدنت بمیرم
پسری ازنسل امروز
شکوفه های اجابت
مائــده الهی
نامرئی
ایـــــــــــران مــــــــن
ماسوله
فریاد های زیر زمینی تهی
هر چی تو دوست داری
آرش...پسر ایده آل من
شیمی و زندگی
خبرهای داغ داغ
استقلال
کهکشان Networkingbest
آموزشگاه مجازی رایانه
جالب اما خواندنی
آشنای غریب
ورزش و سلامتی
کلبه ی درویشی
منطقه آزاد
Love Makes Me Crazy
جوان ایرانی
پلنگ صورتی
هــــوای ســــــــــــــــر
لحظه های آبی
@@@باران@@@
همه چیز در مورد مرغ عشق
ختم قرآن ، ختم صلوات --- توشه آخرت
کانون فرهنگی شهدای روستای چنارک
وفا
منابع آزمون کارشناسی ارشد کلیه رشته ها
fazestan
زندگی زیباست
تقویت حافظه و تمرکز حواس
روشن تر از خاموشی
شاره کم سنه
راه را با این (ستاره ها) می توان پیدا کرد
ستاره دریایی
 

طبق معمول هر اومدنی یه رفتنی هم داره و این بار نوبت به من رسیده...دنیای مجازی هم واسه خودش عالمی داشت که خیلی دوستش داشتم و ترکش برام خیلی سخته....رفتنش به اجبار با خودمه و برگشتن دوبارم با خدا.....برنامه های زیادی داشتم و تصمیمای زیادی گرفته بودم اما خوب همیشه یکی هست که همچی را به هم میریزه و این یکی ها همیشه نصیب من میشه....خوب دیگه چاره ای نیست جز اینکه با توکل به اونی که همیشه همراهته و اون بالا نظاره گر و مواظبته میشه باهاش یه جورایی کنار اومد و قبول کرد و من باید بتونم باهاش کنار بیام....این محیط برام خیلی چیزا داشت که محیط واقعی نداشت...اینجا من خود خودم بودم اما دنیای واقعیم بیشتر وقتا ظاهرسازی بود واسه اینکه کسی از دلت باخبر نشه...اینجا دوستایی داشت که با حوصله تمام به حرفات گوش میکردن و با وقتی که برات میذاشتن تا راهنمایی یا کمکت کنن آدمو شرمنده میکردن،آدمی که نه میدونن کیه، چیه، کجای این سرزمین خاکی داره نفس میشکه....دلم برای همتون واقعا تنگ میشه....برای همتون آرزوی یه زندگی خوب و پر از آرامش را دارم ... همیشه توکلتون به خدا باشه تا تو زندگی کم نیارین....تو لحظه های اذان یادتون نره یکی خیلی محتاج دعاهاتونه....عاشق فیدای جناب آقاشیر تو اون لحظه ها بودم.


واسه اینکه نوشتم خیلی غمگین نباشه آخرش عین مجریای برنامه کودک تلویزیون میگم: همتونو به خدای مهربون میسپارم...تا دیدار بعد خدانگهدار



[ چهارشنبه 20/2/91 ] [ 11:12 صبح ] [ بلای آسمونی ]

به این نتیجه رسیدم که:اگه دیدی شرایط بر وفق مرادت نیست وتو نمیتونی به هیچ عنوان تغییرش بدی و مجبوری باهاش بسازی انقدر واسه خودت حاشیه ایجاد کن که اصل موضوع فراموشت بشه و با توکل به خدا و امید به اینکه روزی همچی درست میشه به زندگیت ادامه بده..چون اگه بخوای با هرچی که روزگار بهت تحمیل میکنه مقابله کنی از خیلی چیزا عقب میمونی و به هیچ جا نمیرسی...بعضی چیزا را باید به حال خودشون گذاشت و خیلی بهشون بها نداد تا بتونی به زندگیت ادامه بدی


***سخنان گهربار بلای آسمونی:)**


 



[ سه شنبه 19/2/91 ] [ 5:31 عصر ] [ بلای آسمونی ]

زیر بارانم


بی‌چتر


تنها بینی سرخم لو می‌دهد مرا


که باریده‌ام همراه ابرها


اما  ....


تابلوی قشنگی شده‌ایم


من و باران و جاده


من و باران و جاده


[ یکشنبه 17/2/91 ] [ 10:2 صبح ] [ بلای آسمونی ]

 


جامو تو زندگی گم کردم


نمیدونم کجا وایسم که نه جای کسی را تنگ کنم


نه به جای ایستادنم اعتراض کنن


سرگردونم و بی هدف


خدا کاش یه نگاه


خودم جان تو حق نداری حرف بزنی


تو حق نداری بی اجازه نفس بکشی


تو هیچ حقی نداری


پس هرجا میگن وایسا


یا اصلا سعی کن نباشی


سعی کن نیست شی


چی میخواد به سرم بیاد نمیدونم


چیکار میخوام بکنم نمیدونم


یه روز خوشم یه روز ناخوشم


میتونم از زندگیم لذت ببرم اما حق ندارم


خدایا یه کم بیشتر نگام کن



خدایا هوای دل اونایی که هوای دلمو دارن،به درد دلم گوش میکنن و به دردش نمیارن داشته باش و هیچوقت تنهاشون نذار که فقط تو رو دارن


تو لحظه های آسمونیتون دعام کنین


خدایا یه نگاه


خدایا یه نگاه



[ شنبه 16/2/91 ] [ 2:37 عصر ] [ بلای آسمونی ]

 


باز دلم هوس چیزای ناب کرده هوس بچگی.... 


یادش بخیرشعرا و بازیای بچگی:


 آن مان نماران، تو تو اسکاچی، آنی مانی کَ. لا. چی( کل بازی، استب آزادی) 


انگشتر فیروزه خدا کنه بسوزه


 اون تبلیغ تلویزیونی بابا برقی:چی شده ای باغ امید، کارت به اینجا کشید؟؟ دیدم اجاق خاموشه، کتری چایی روشه، تا کبریتو کشیدم، دیگه هیچی ندیدم


گرگم به هوا هوا زمینه هرکی بشینه گرگ زمین...نیست(اینجا کلا هنگ میکردیم بشینیم گرگیم یا پاشیم)


عموزنجیر باف زنجیر منو بافتی....


هفت سنگ،لی لی


وسطی که یادمه با پوست پرتقال یه حلقه کوچیک درست میکردیم و باهاش وسطی بازی میکردیم


یه بازی بود که تو کلاس درس وقتی وقت اضافه میاوردیم بازی میکردیم یکی میرفت بیرون یه چیزی را جاشو عوض میکردیم بعد اون باید میگفت چیه وقتی بهش نزدیک میشد صدای ضربه هامون روی نیمکتا بیشتر میشد و وقتی دور کمتر


اون تیتراژ اول برنامه کودک بود که یه قطار درحال حرکت بود و دود قطار شکل کارتونای مختلف میشد بعد مینوشت سیمای کودک.....


واااای چه دوران بی دغدغه و خوبی بود...تنها دل مشغولیم کثیف نشدن لباس عروسکم  خواب کردن و غذا دادن بهشون و خاله بازیایی که مسیرش تا خونه خاله چند دور دور حال و پذیرایی چرخیدن بود و بعدم وقتی میرسیدیم خونه خاله اون استکانای خالی چایی را چنان با ولع هورت میکشیدیم که هرکی صدای این هورت کشیدنا را میشنید هوس چایی میکرد


هییی روزگار چی به سرم داری میاری ... همه دنیا را میدم تا یه لحظه برگردم به اون دوران


بچه که بودم عاشق آب بازی و گل بازی بودم واسه همین همیشه خدا منو باید به زور از رو حیاط میاوردن تو اتاق تا غذا بخورم.... از بس سربه هوا بودم و حواسم به بازی کردن بود همیشه زخم و زیلی و دست و پا شکسته بودم که هنوز جای بعضی بخیه های اون دوران هست و تنها یادگاری شیطنتای اون موقعم مونده....اگه به حرفم گوش نمیکردن با جیغ و گریه و پاکوبوندن رو زمین همه را عاصی میکردم تا به خواستم برسم... اما الان چی باید همه بغضا را خفه کنی تا کسی از دلت باخبر نشه و بگی خیلی بزرگ شدی....اگه یه ماهی یا یه جوجه داشتم بعد از یه مدت که میمرد چنان براش مراسم کفن و دفن میگرفتم که نگو...تو باغچه خاکش میکردم و یه تیکه سنگ میذاشتم روش به عنوان سنگ قبر..روزی چندین بار میشستم بالای سر قبر اون حیوون و صلواتای نصفه نیمه و غلط غولوتی که بلد بودم میخوندم و الکی دستمو میگرفتم جلو صورتمو زار زار گریه میکردم که انگاری یه عزیزی را ازدست دادم........


هی وای  روزا و سالها چه زود میگذره و وقتی که تموم میشه قدرشو میدونیم...


ای خدا دلم بچگی میخواد




[ دوشنبه 11/2/91 ] [ 10:2 عصر ] [ بلای آسمونی ]
درباره وبلاگ

بلای آسمونی[37]
حالمان بد نیست غم کم میخواهیم/کم که نه،هرروز کم کم میخواهیم/آب میخواهم سرابم میدهند/عشق می ورزم عذابم میدهند/من نمیدانم کجا رفتم به خواب/از چه بیدارم نکردی آفتاب؟
موضوعات وب
امکانات وب

بازدید امروز: 20
بازدید دیروز: 25
کل بازدیدها: 5622